محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

542

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مذاب و غذايشان زهر و تلخى و نوشيدنىشان مايه جوشش شكم و آب شستشوى آنها سبب سوختن پوست و صورت مىشود . شايد پرسيده شود كه رأفت و رحمت و بخشش خداوند چه مىشود و چرا اين همه سنگدلى درباره‌شان به كار گرفته مىشود ؟ در پاسخ گفته مىشود كه اين سنگدلى شديد براى كسانى است كه با بندگان خداوند همين‌گونه برخورد مىكردند و حق و عدل را پاس نمىداشتند : « و جزاى بدى مانند آن بدى است . پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند پاداش او بر عهده خداست . به راستى او ستمگران را دوست نمىدارد . » « 1 » و نيز « و هر كه هموزن ذره‌اى بدى كند نتيجه آن را خواهد ديد . » « 2 » به راستى خداوند چگونه بايد با كسانى برخورد كند كه آنان بىگناهان و مجاهدان را آزار و شكنجه فراوان دادند و تنها به خاطر آزادىخواهى ، آنان را به طناب دار سپردند ! آيا اين از عدل و رحمت خداوند است كه به آنها بگويد : آفرين ! و دست شما درد نكند كه هزاران تن موارد منفجره را بر شهرها و روستاها افكنده و ميليون‌ها تن را كشته و تبعيد كرديد و با سلاحهاى شيميايى نابود ساختيد . از شكنجه‌هايى كه جنايتكاران بر سر افراد مىآورند ، آن است كه قير بر سر آنان ريخته و پرهاى مرغ بر روى بدنشان مىكارند و سپس طناب برگردنشان افكنده ، در خيابانها مىكشند و سرانجام آنها را به دار مىافكنند . به‌راستى اين چه قانون جنگل است و اگر عذابى سخت‌تر از آتش جهنم باشد ، باز در حق اينان كم و اندك است .

--> ( 1 ) . وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ شورى / 42 : 40 . ( 2 ) . وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ زلزله / 99 : 8 .